۱۳۵- ياد !- شعر ( طبق معمول !)- خزعبلات.

ياد اوون همه سال. دستا روی سر ! بخوابين روو زمين !...همه ...آلژيا ها درمان دارن انگار به جز اين نوستالژيا !ای بميري..!!

واكسي:

به راهی افتاد كه برداشتنی نيست

قدمهای ماه به راه چسبيده است

در يك نامه اداری

چند بار اسم خودش را گاز گرفت

عاليجناب يك روی سكه را بيشتر نميدهد

چطور است به آدمهايی كه آدرس ندارند، نامه بنويسم

نه سلام؛ نه عليك

از آدمی كه تا بن دندان خانه نشين است

و شكوفه هايش را بايگانی ميكند

به .......

خانه ام را خانه به خانه پست كرده ام

رودها در لباسم به آبتنی رفته اند

از حالا تا وقتی بميرم نبايد بخوابم

شش ميلياردو خورده ای كفش را بايد واكس بزنم.

                                                                             پرويز گراوند

 

...حاجی يه تكون، حاجی دو تكون، حاجی ته كيسه تو بتكون.......

...نيمه دوم هميشه سريعتر ميگذره.

.....ما رفتيم.

 

 

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
انجل

گاهی برای رهایی از خود ریسمانها را باید رها کرد کوهنوردی در شب از کوه پرت می شود فقط به یک ریسمان بند بود تمام وسایلش افتاد هیچ نداشت جز یک ریسمان گفت : خداوندا فقط امیدم به توست نجاتم بده ندایی آمد: اگر حقیقتاً امیدت فقط به من است ریسمان را رها کن کوهنورد محکم تر به ریسمان چسبید روز بعد دوستانش او را یافتند که یخ زده بود به ریسمانی آویخته تا زمین 1 متر بیشتر فاصله نداشت و تمامی وسایلش نیز در همان نزديکی بود .

انجل

هم می توان راهی پيدا کرد هم می توان راهی ساخت

اوزون برون

سلام.